دیشب خواب دیدم با مامان و عمه نرگس رفتیم مکه داریم می کنیم که برگردیم خونه سر راه یک مغازه تو طبقه دوم هست که با پله های باریک و تندی به زمین وصله میریم بالا که سوغاتی بخریم به مامان میگم ببین خانم شهلا ریاحی با این سن و سالش اینجا نده ست. دفعه پیش هم که اومده بودم مکه ازشون کردم گفتم شما رو هم بیارم ایشون رو ببینید سوغاتی شون خوراکی بود منتها باید خیلی کم ازش میخوردیم وگرنه کله پا میشدیم پ ن : از این به بعد حاج خانم صدام بزنید دو بار مکه منبع
درباره این سایت